آغاز دعوت خصوصى و سرى

دعوت رسول خدا صلی الله علیه و آله و انذارى که در آغاز سوره مدثر بدان مامور گشت از محیط خانه و زندگى خود وى شروع شد و نخست على و همسرش خدیجه به او ایمان آوردند و آن گاه پسر خوانده او زید. این دعوت خصوصى و سرى ادامه داشت تا این که قرآن پیامبر اسلام را مامور ساخت ابتداء خویشاوندان را به اسلام دعوت کند و در مرحله بعدى عموم مردم را در این مدت که سه سال به طول انجامید پیامبر صلی الله علیه و آله مخفیانه با افراد تماس مى‏ گرفت و همین امر سبب شد تا بیش از چهل نفر این دین جدید را بپذیرند.

در دعوت سری، پیامبر ابتدا دین اسلام را به نزدیکان و تک‌ تک افراد عرضه می‌ داشت و موضوع دعوت نیز ترک پرستش بتان و دعوت به پرستیدن خدای یگانه و برپایی نماز و عبادت در برابر آن یکتای بی همتا بود.

نخستین مسلمانان این دوران حضرت خدیجه و حضرت امام علی‌ و دیگرانی چون زید بن حارثه - پسر خوانده پیامبر، ابوبکر بن ابی قحافه، عثمان بن عفان،زبیر بن العوام، عبدالرحمان بن عوف، سعد ‌ابن ابی وقاص و طلحه بن عبیدالله بودند که از آنان به عنوان «سابقان اسلام» نام برده می ‌شود.

یکی از وقایع مهم این دوران اسلام آوردن ابوبکر بود. او که از افراد پرنفوذ مکه و قریش به حساب می‌ آمد، زمینه اسلام آوردن کسانی چون عثمان، طلحه،زبیر، سعد بن ‌ابی وقاص و عبدالرحمن بن عوف را فراهم کرد.

دعوت سری 3 سال به طول انجامید که در این مدت قریب 40 نفر جذب دین اسلام شدند. سران بت ‌پرست قریش در طول این 3 سال چندان ترسی از این جریان پیش رو نداشتند و به خیال این بودند که بزودی به خاموشی خواهد گرائید و لذا در برابر آن مقاومت نمی‌ کردند. البته مسلمین نیز برای جلوگیری از حساسیت‌ برانگیزی مشرکان، پوشیده از مردم، نماز می‌ خواندند.

تبلیغ در خانه ارقم

در این مدت که حدود سه سال طول کشید با این که ایمان به رسول خدا و انجام برنامه نماز در پنهانی و خفا صورت می‏ گرفت با این حال برخوردهای مختصری میان تازه مسلمانان و مشرکین مکه اتفاق افتاد که از آن جمله روزی سعد بن ابی وقاص با جمعی از مسلمانان در گوشه‏ای به نماز مشغول بودند که چند تن از مشرکان سر رسیدند و به مسلمانان ناسزا گفته و به کار آن ها خرده گرفته و عیب جویی کردند و مورد ملامت و سرزنش قرارشان دادند.

گفتگو میان طرفین بالا گرفت و کم کم به زد و خورد کشید، سعد بن ابی وقاص استخوانی را که از فک شتری بود از زمین برداشت و به سر مردی از مشرکین زد و در اثر آن ضربت سر آن مرد بشکست و خون جاری گردید، و این نخستین خونی بود که به خاطر پیشرفت اسلام ریخته شد و مطابق نقل برخی از مورخین همین ماجرا سبب شد تا رسول خدا صلی الله علیه و آله و پیروان او مدتی در خانه شخصی به نام ارقم بن ابی ارقم مخفی و پنهان گردند.

مسلمان شدن بیش از چهل نفر

مورخین عموما گویند:

پس از علی بن ابیطالب علیه السلام دومین مردی که به رسول خدا صلی الله علیه و آله ایمان آورد زید بن حارثه آزاد شده آن حضرت بود که چند سال قبل از ظهور اسلام به صورت بردگی به خانه خدیجه آمد و رسول خدا صلی الله علیه و آله او را از خدیجه‏ گرفت و آزاد کرد و همچنان در خانه آن حضرت به سر می‏ برد و به عنوان پسر خوانده رسول خدا صلی الله علیه و آله معروف شد.

زید دومین مردی بود که به آن حضرت ایمان آورد و تدریجا با دعوت پنهانی رسول خدا صلی الله علیه و آله گروه معدودی از مردان و زنان ایمان آوردند که از آن جمله‏اند: جعفر بن ابیطالب و همسرش اسماء دختر عمیس، عبدالله بن مسعود، خباب بن ارت، عمار بن یاسر، صهیب بن سنان ـ که از اهل روم بود و در مکه زندگی می‏ کرد ـ عبیدة بن حارث، عبدالله بن جحش و جمع دیگری که حدود 50 نفر می‏ شدند.

به عنوان مثالی ملموس:

اسلام جعفر بن ابی طالب

ابن أثیر می‏ نویسد که: «جعفر بن أبی طالب» اندکی بعد از برادرش «علی» اسلام آورد. روایت شده است که ابوطالب، رسول خدا صلی الله علیه و سلم و علی رضی الله عنه را دید که نماز می‏ خوانند، و علی پهلوی راست رسول خدا ایستاده است، پس به «جعفر» رضی الله عنه گفت: صل جناح ابن عمک و صل عن یساره.

«تو هم بال دیگر پسر عمویت باش و در پهلوی چپ وی نماز گزار». پس جعفر بن ابوطالب در طرف دیگر رسول خدا صلی الله علیه و آله به نماز ایستاد و اسلام جعفر پیش از آن بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله به خانه «أرقم» درآید و در آن جا به دعوت مشغول شود.

حزب سری در مکه

پیامبر اکرم‏ صلی الله علیه وآله در مکه هنوز مامور به آشکار کردن رسالت‏ خویش نبود، از این رو اقدام به تاسیس «حزب سری‏» کرد. این مرحله در کتاب‏ ها به عنوان «دعوت پنهانی‏» نام یافته است که پیامبر اکرم‏ صلی الله علیه و آله به طور خصوصی و سری با افراد مختلف تماس برقرار نمود، و آن‏ ها را به آیین نورانی اسلام دعوت کرد و به وسیله همین افراد، هسته مرکزی حکومت‏ خود را تشکیل داد.

شاید فلسفه اساسی دعوت سری این بود که با دعوت سری دست‏ به تشکیل یک حزب قوی زده و به کمک آن بتواند ماموریت‏ بسیار بزرگ و حساس خود را شروع کند. مهمترین کاری که پیامبر در رابطه با تاسیس یک جامعه و حکومت توحیدی در مکه انجام داد، این بود که:

در مراسم حج‏ با گروهی از مردم مدینه که به مکه آمده بودند، ملاقات کرد و از آن‏ ها پیمان گرفت که او را یاری نمایند. این گروه که رسما دعوت آن حضرت را پذیرفته بودند، تعهد کردند که وی را به مدینه دعوت کرده و یاری او را بر عهده بگیرند.

این کار زمانی تکمیل شد که گروهی دیگر از نمایندگان مردم مدینه با پیامبر صلی الله علیه و آله در عقبه (در نزدیکی منی) ملاقات نمودند و با وی رسما به عنوان پیامبر و رهبر، بیعت کردند و پیمان دوستی میان آن‏ ها منعقد شد، که در تاریخ به معاهده «عقبه اولی‏» شهرت یافت.